قدمت فرش فارس

سرزمین فارس جغرافیای وسیعی ست که به مرکزیت شیراز قدمتی کهن در بافته ها دارد. درباره فرش فارس بسیار سخن گفته شده است. اما همه فرش فارس محدود به ایل قشقایی نمی شود. در نظر داشته باشیم که سیروس پرهام با تلاشی بیست ساله در جلد دوم دستبافته های روستایی و عشایری بیان می کنند که بسیار سخن ناگفته مانده است. این امر حقیقتی ست که مردمان فارس و آنان که با فرش پیوند دارند و کتاب ایشان را مطالعه نموده اند بر آن صحه می گذارند.

نمونه حدود ۴۰ تا ۵۰ سال

در درازنای تاریخ مردمانی که قبل از ساکن شدن قشقایی ها در فارس در این دیار می زیسته اند پارسیانی بوده اند که با بافت فرش آشنا و پیوندی عمیق داشته اند و در کنار یافته های باستانشناسی و معماری کهن این دیار می توان از بافته ها و ادامه سنت های بافت در بینشان، تاکید بر کهن بودن فرهنگ فرشبافی داشت. پس از آن زنان ایل قشقایی در کنار ظرافت هایی که در بافت داشته اند و توانایی ایشان در الگو قرار دادن هنری که در سیر کوچ خود آنرا غنی تر نموده اند، در فارس و تبادل با این مردمان توانسته اند زیبایی خاصی را خلق کنند که بر فرش های این جغرافیای کهن دیده می شود.

هانگلدین معتقد است که در امر مربوط به تجارت قالی آنچه بنام قالی شیراز نام برده می شود تمام محصول ناحیه فارس (جنوب غربی ایران) در نظر گرفته میشود.
در کنار قالی های قشقایی در این دیار از قالی های خمسه و دست بافته های روستاهای اطراف نام برده می شود. هر چند تنوع جمعیتی که این قالی ها را می بافند متفاوت است اما، بطور کلی ویژگی های مشترکی مانند سبک هندسی در طراحی، ترنج های پیوسته سه تایی و شش تایی بدون لچک در متن فرش، حاشیه سه یا هفت تایی و بافتی متوسط برای این بافته ها معرفی می شود. در کنار رنگ های درخشان دیده شده در این دست بافته ها، البته هر چند این امر در مورد تمام بافندگان کلیت ندارد دیده می شود.

 

 

این مهم را باید در نظر داشت که، نوع گره های مورد استفاده در این دیار چون دیگر نقاط ایران همان دو نوع گره متقارن و نامتقارن است. هر چند گره فارسی در این منطقه بیشتر کاربرد دارد.
از طرفی ابزار و دار مورد استفاده در این منطقه به دلیل خاصیت کوچرو بودن زندگی عشایر دارهای زمینی بوده است و مانند دیگر بافندگان عشایر به علت نحوه ی زندگی ابزار این بافندگان مطابق با شیوه ی زندگی شان بوده است. هر چند بر روی همین دارهای افقی نقوشی بس زیبا، هنرمندانه خلق شده اند.

گاه به اشتباه فرش فارس را با نقوش ساده گبه یکسان می پندارند. در دوره ای از تاریخ فرش فارس، بافت گبه که مهمترین دستبافه عشایر فارس معرفی می شوند آنقدر رواج یافته که نقوش موجود در دستبافته ها و پیوستگی تاریخی اجرای طرح ها بر گبه کمتر دیده می شود و اینجاست که دقت به این امر که همه بافته های فارس محدود به گبه نمی شود یک ضرورت است.
رواج گبه بافی با بازار شناسی مناسب و تمایل تولید کنندگان به پاسخ نیاز بازار بر آن شد که سادگی در فضاهای رنگی به چای نقش جای گیرد. بطوریکه گاهی تنها با دو یا سه رنگ سطوحی از رنگ ایجاد شدند که در کنار دارا بودن خاصیت جذابیت بصری از نقوش به ندرت استفاده شده است. هر چند گبه پیش از این بافته می شده است اما در مقایسه با سایر دست بافته ها بافته ای نازل محسوب می شده است.

طرح های بافندگان فرش فارس هر چند به صورت مکتوب وجود ندارد اما یک طرح و موتیف فرش گاه در مکان های متعددی بافته شده که علاوه بر ناشی بودن از حرکت و ییلاق و قشلاق این بافندگان، پیوسته از دستور برای نقشه خوانی استفاده می نموده اند. تصور نادرست این مبحث که سادگی ابزار بافت در فارس باعث استفاده نکردن از نقشه است در جای خود نیاز به بحث دارد. ابزار بافندگان فارس چون سایر بافندگان از دفتین، قیچی و به جای قلاب که در بافت قالی بر روی دارهای عمودی استفاده می شود از چاقو استفاده می کنند.
فراوانی و پراکندگی ایلات درسطح استان فارس مشکل عمده ی تشخیص محل دست بافته ها است.

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *